فایل صوتی موجود نیست
فارسی
به سراغ شخصی رفتن یا رانندگی کردن و او را همراه بردن.
منبع: BrightFuture Editorial
مثال
Ich hole dich um acht Uhr am Bahnhof ab.
ساعت هشت تو را از ایستگاه قطار برمیدارم.
منبع: BrightFuture Editorial
Seine Schwester hat ihn vom Flughafen abgeholt.
خواهرش او را از فرودگاه سوار کرد.
منبع: BrightFuture Editorial
فارسی
چیزی را که سفارش داده شده یا آماده است، تحویل گرفتن.
منبع: BrightFuture Editorial
مثال
Ich muss noch ein Paket bei der Post abholen.
هنوز باید یک بسته را از اداره پست تحویل بگیرم.
منبع: BrightFuture Editorial
Die Medikamente können morgen abgeholt werden.
داروها را میتوان فردا تحویل گرفت.
منبع: BrightFuture Editorial